فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

70

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

نظير مردم عربستان لباس مىپوشند ، مانند آنها زندگى مىكنند ، و به زبان عربى سخن مىگويند ! كارامانياى غيرمسكون قديم شامل دو سرزمين يا ايالت بسيار مشهور است : يكى ايالت لار و ديگرى ايالت قفص كه آنها را با ناحيهء موغستان مشتركا « سرزمين مبارك » مىگويند . ايالت لار كه اكنون از آن سخن مىگوئيم شانزده سال پيش از اين بوسيلهء شاه عباس ، پادشاه كنونى ايران ، تصرف شد . اين پادشاه علاوه بر لار همهء نواحى ساحلى خليج فارس تا دماغهء گواتر را مسخر كرد و پادشاهى را كه در اين ناحيه سلطنت مىكرد و اعقابش نزديك دو هزار سال در آنجا حكومت كرده بودند برانداخت ! ايالت قفص فقط چند روزى پيش از عزيمت سفير از هرمز دچار جنگ داخلى شد . پس از مرگ سيد مبارك ، اعراب مىخواستند يكى از پسران كوچك او را به حكومت بنشانند اما پسر بزرگتر كه به ديدار شاه ايران رفته بود بتحريك وى ، و چنان كه معهود است ، الزاما تصميم گرفت حق خود را از برادر بستاند . هنگامى كه اين سفرنامه نوشته مىشد از آنچه بعدا رخ داده بود آگاه نشديم . سفير ناگزير شد كه تا فراهم آمدن تعدادى شتر و ديگر حيوانات باركش كه براى ادامهء سفرش لازم بود در بندر توقف كند . براى اين كار حداقل چهارصد حيوان باربر لازم بود . از اين گذشته مىبايست براى نوكرهايش تعدادى اسب خريدارى كند . بدين‌ترتيب نتوانست پيش از نوزده اكتبر 1617 ( 28 شوال 1026 ه ق ) از بندر عزيمت كند . او در ساعت چهار بعد از ظهر به قصد منزل كردن در بند على كه كاروانسرائى كوچك در سه فرسنگى بندر است بر تخت روان نشست - دو ساعتى پيش از آن ، كاروان و بيشتر نوكرهايش را به همان مكان فرستاده بود . ساعت نه شب سفير خبر يافت كه كاروان در تاريكى مطلق شب كاروانسرا را گم كرده و نزديك خارستانى متوقف شده است . اين مكان در معرض بادهاى گرم و غيرقابل تحمل بود و جاى تميزى نيز براى استراحت نداشت از اين جهت سفير بمحض بالا آمدن ماه قافله را به راه انداخت و تا ساعت هشت صبح